![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
به ناگهان می دانی که همین لحظه مرده ی
به دور شدن چرخش کاسه چشمی بی آنکه پای به قدم باز کنی یا رفته که به سطر سرک ـ سر کنی یا کرده..
ولی
مانده قراول نگاه ، خزیده درونت که سر کشی برکشی / تا توانی بر کنی
دیده یا
ندیده ،
شنیده ای تو آسا ن دروغ می گویی که به آب ، قدم می زنی و به زمین پر می کشی و کوچک ریز نگران گریه های خیس زیر بارانی
که ترا بیاد می آورند به وقت خالی بودن زه هر چیز . کهنه گی حرف
به
معلق
که به یک اندک تصادف
پریده محو به پلک روشن تو
که آمده
یا نیامده ،
...و هنوز نظاره کن بی دریغی عبث که به بیش باره قراول همیشه رفته نگاه و تو هنوز به شروع لبخند . |
|
+
6:13 |
|
![]() |
|
+
0:58 |
|
|
قطعیت
یا عدم
به صبح بی شروع
بر مضارع بی رنگ ماضی ها ـ
به وقت لحظه ای
که سر راست کردی
به گیرندان فانوسی
بین خود وتاریکی
تا خام مجالی پرکنی
که روشنی ،
های
دل بی تاب تو
فریاد /
برای
که این همه روز چراغ روشن می داری بر میز بی رنگ شب دیگر نمی آید.
دوباره ایستاده ی
بر سر خط آغاز
تا بیایند
کوتاه رنگ زه سپیده غروبان تنهایی به بستر خاک
به شب برند
به غفلت آمدنت/
و همچنان ایستاده ای
زیر شبانه شب
به فکر
شروع
آی
دل بی تاب
تو .
|
|
+
3:2 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|