![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
آزادیم
رها ،
آسمان
سرپناه هامان
و زمین به بستر دست هایمان
روییده ـ
خورشیدی داغ
به شانه هایمان رسته ـ
و نسیم خاک و بوی باد
ره پایمان شده ـ
به تمام شدن پروازی
رها شده ـ
ز افق ،
تو و من
شک کرده بودیم
به افق
که دیگر
نیآمدی ـ
همچون باران های
که پیغام آسمان را
زه سقفی فرو ریخته ..
تو و من ،
شک کرده بودیم
.
|
|
+
20:46 |
|
آئین " پُرس" در گذر تاریخ و اسطوره
(جبال زاگرس از شمال غرب ایران آغاز و به جنوب شرق ختم میشود و با دامنه هایش
و دشت هایش محدودهای وسیع از سرزمین ایران را محصور می سازد.
این سرزمین از قدیم الایام مسکن اقوامی بوده که به "آسیانیکوس"یا "آزتیک" مشهورند.
از بازماندگان شناخته شده این اقوام می توان به لولوبی ها ،گوتی ها، کوسی ها ـ
(کاسی ها یا اُکسی ها )اشاره کرد که در کردستان و لرستان وبختیاری سکنی داشته اند.)۱
عید آغاز سال،در بین النهرین و به تقلید از ایشان در عیلام ،بخشی از جبال زاگرس ـ
در اصل عید بازگشت ایزد شهید شونده "دموزی"(DUMUZI
که بنا به نظر معتقدان هر ساله می مرد و باز می گشت.
مرگ او مرگ جهان گیاهی و حیات مجدد همان جهان بود.
در پی عزاداری هایی که برای ایزد شهیدشونده ، مظهرزندگی و مرگ جهان نباتی ،
انجام می یافت ـ (این اشکهای ریخته شده نماد باران ونوعی جادوی باران آوری وآب بود)ـ
ایزدبه شهادت رفته ـ از نو زنده می شد وبا همسر خویش که خود ایزدبانوی آب و عشق و جنگ بود ،
زندگی را از سر می گرفت تا سالی دیگر بر روی زمین ،
هر ساله میان رهبر ،در نقش این ایزد ، و کاهنه معبد بزرگ ،
در نقش ایزد بانو و همسر ایزد ،در روز باز گشت دموزی، که در ایام نوروز بود ،
ازدواجی مقدس در معبد انجام می یافت.
سپس ،در شهر و سراسر مملکت ،با پیروی از رهبر که مقدس شمرده می شد
که اعمالی با اعتبار ی کیهانی انجام می داد ،
مراسم ازدواج و عیاشی مقدس (ORGY
اما در دیگر ادیان آسیای غربی که درست همین باور مرگ ایزد گیاهی شهید شونده را داشتند،
و آن را بنا به آیین های محلی اجرا می کردند ،
در شهادت این ایزد شهید شونده ، عزا داریهای عمومی بر پا میشد...
( سینه زنی ، زنجیر زنی ، زخم زدن به خویشتن و زاری ها و از وجوه عادی این عزاداریها بود)۲ ،
به ویژه ( زنان در گریستن و زاری کردن وظایف مشخصی ونقش مهمی داشتند)۳.
در میان بومیان ایران هم ُچنین عزا داریهای پیش از نوروز وجود داشته و دست کم ـ
در بخشهای از آن ُ از جمله ماورائ النهر و سر زمین عیلام بازمانده است.
مراسم " پُرس" که سابقه چندین هزار ساله دارد ،
امروزه هم مختصر تر و تلطیف شده تر ُدر مناطقی از ایران
در میان کرد ها و لر ها و بختیاری ها، هنوز به بهانه مرگ انجام می شود.
پی نوشت
۱ـ در گذر تاریخ ُ انتشارات میراث فرهنگی
۲ـ مهرداد بهار ُ از اسطوره تا تاریخ
۳ ـ صحفه OLMSTCd ,A ,P۱۱۹
۳ ـ صحفه OLMSTCd ,A ,P۱۱۹
.
|
|
+
17:0 |
|
طراحی ها برای نقشها
( ابعداد اصلی ۵۰ در ۷۰ پاستل روغنی و خشک )
عنوان فیلم:
( فصلی با پنج ماه )
در مرحله پیش تو لید....
۹۰ دقیقه
نوع فیلم: تجربی
قطع: ویدیو تله فیلم۳۵ میلمتری
تهیه کننده وکارگردان:
ایرج سالاروند
با همکاری مرکز گسترش سینمای مستند وتجربی
انجمن سینمای جوان
۱۳۸۶
۱۳۸۷
ادامه مطلب |
|
+
12:57 |
|
|
دو باره به سادگی
گم کرده ی ـ
به عرصه خاموش
تاریکی درون ـ
که بی مجسم نشسته
بر روزن روز و سال و شب ـ که هنوز
تو
اینجا بودی ـ
به پندار
راه بی راهی ـ
که بر زبان رانده ای
سراسر
فاصله غروب لذت
به روز ها ی
که گلوی شب فرو غلتیده ـ
جاودانگی راز
بی بازی کلام
یا تصویر مکرر ـ
به افسون پوچی
و انتظار بی رفتن
به مهتاب بی جاده ـ
بی خلوت شبانه
ز مجهول تکرار
که هنوز
تو
اینجا بودی ـ
اینجا و اکنون / به بی رنگی زمینی
که بهار گم کرده ـ
تاریکی فرش سیاه زیر پایت را
که سبز کشیده ـ
با اندوه های زرد وقرمزو بنفش
تا به یادت بیآورند
ته کدام فصل ـ
شکوفه پرسشی
داری داری
داری
به رفتن
.
![]() |
|
+
0:33 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|