![]() |
![]() |
|
| color of night |
![]() |
|
+
16:26 |
|
|
مجال لحظه ای
نشسته مشتاق میان حضور چشمانت
که رعشه بود
میان رفتن و آمدن ـ
دلشوره های
عصر پایانی شروع
. |
|
+
1:29 |
|
|
با پلک های بسته
بی شماره بود هراس تابیدن ـ
لختی دروغ که تو میدانی
تمام حرفهای گفته را.....
لحظه ای از
حرف های از یاد رفته
به پیچ های بی تاب ـ
می کاویدی
جیب های دلتنگی را
به انحنائ نیآفتن
و کاویدن...
کاویدن
کاویدن
.
|
|
+
23:7 |
|
|
تو می دانی
آسمانت چه رنگ است ...
باخته ای بر حاشیه
پنجره که بی روز تار می شود
پسین های دلتنگی گشوده ای دست
بر بام زاری
باخته ای
باخته ای
گم شده بودم در تو
تو گمشده بودی به رفتن آنجا که سراب آینه رسیدن بود
به طاق های تشنگی -
تصویرهای می سازیم
وساده نامش را نفرت می گذاریم
آنجا که مرگ نظاره ایستاده ،
برای رفتن امشب دیر شده
بگذار برای فردا
فردا
فردا
.
|
|
+
13:45 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|