![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
چیزی ندارم که به زخم هایت مرحمی بخشد . زمزمه کن / همان واژه کمرنگ ـ رفتن .
کدام رنج ، این قصه خواب تو ازشبانه های منست که بی رویت / هر دم ـ روز می شود _ و یافتن نیافتن .
گم / به زخم رفتن / یا نرفتن ـ به رسیدن یا نرسیدن ، تیز کرده ی به سائیدن ـ و زخم به راه زدن به رنج هول / که تراشیده عمیق / هیبت ـ راه وجاده ها به گریه های ـ که افق را ـ کمرنگ می کند ـ به این بهانه ـ که تو / نبوده ا ی ،
همان واژه کمرنگ ـ رفتن .
شروعی به شب . اتودی برای یک مکان ـ دامنه های زاگرس /
عکاس /
شاهپور شیلان دری
|
|
+
0:0 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|