![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
رمیده به یال دشت ـ
حصار راه /
هی زده بودی
به بال باد نشسته ـ
ندانسته ،
کجا ـ
رها شده ا ی ،
به کدام سمت /
به سوی لحظه های قاب شده ـ
به رخت فصل تو ـ
به بهار ،
ز نوروز
که نو نیست ـ
بی تو
روز نو ، زلال
نشسته ی
به رویم ،
آن دم
چشمانت بسته به خوابم ـ
که دیر شده ـ
نیآمده /
روز نو ،
وقتی ـ
شب کرده به ـ
صبحی لحظه ـ
که ـ
شک می کنی
به نوروز /
که نو نیست ـ
بی تو..
به بال باد نشسته ـ
نمی دانستی ،
کجایی و کدام سمت /
رها نشسته ی ،
به سوی لحظه قاب شده ـ
به رخت فصل تو ـ
به بهار ،
ز نوروز
. ![]() |
|
+
1:9 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|