![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
رویایت
را آب برده .
این سرنوشت
رسم شده ـ
به هول اشک تو
که کنج همه راه ها تنگ
کرده ـ
به ترس ماندن ،
یارفتن
یا نیآمدن ـ
سرگردان اين دنياي لبريز محدود ـ
که آمده ای تو
اینجایی
به تماشای حیرت باور ـ
به فروریختن ـ دم زدن یا نزدن ـ
انگاره سیاهی
کشیده چاه به راه من وتو ـ
ریختیم همه به رفتن
به رسیده را ـ
خواب شدن/
به لذت بیداری ـ
به زمینی که رد پای هم نمانده
ز اشباح
ریختن ـ
فرو ریختن ،
خود رنج بودی
ترس بودن ،
آب رویایت را برده
.
|
|
+
23:59 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|