![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
دیریست سر
به زانویت خواب بودم ـ
رها که تو
یافته ای راه ،
نمی خواهم به یادت بیاورم تو با من بودی نبودی ،
همه آن رفتن ها همه راه های سرگردانی که دیگر نبودی به دلیلی برای بودن وساده سیاه شد روبرو که همه / برایت باز شده که بیایی ـ به این روزن
نمی خواهم به یادت بیاورم تو با من بودی نبودی .
|
|
+
0:4 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|