![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
برو آنجا تو رهایی رها.. نه خنده ای نه مویه ای ـ نه هراسی میان برگزیدن آفتاب و سایه تو که به انتظار پهن کرده فرش پیش پایت ـ حتی اگر نیایی یا بیایی ـ سکوت، نشانه من و تو باشد ـ به پیچ های که گذر کرده ی / ز لحظه ی ایستاده سر فصل ـ به آنجایی که گمان برده ای مرزیست ـ میان خود و دریا که آسمان روز ندارد و یکسر تاریکیست ، نه خنده ای نه مویه ای تو مرده ی ، برو ـ آنجا تو رهایی / رها.. . |
|
+
0:4 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
|
مافیای پست مدرن بازترین چشم قرن بیستم از رنگ انار, تا آخرین بهار سایت |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|