![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
ایستگاه ها
ایستادن ها
و ایستگاه ها
بی نیمکت برای انتظارت به یاس آمدنش .
چمدان به دست
زیر پنجره ا ی پائین زمین
نشسته ا ی به کور سوی روشنایی
به پشت آن دریچه ها
پنجره ها ،
رها کرده ا ی
زیر لذت رفتن به گذشته
ودل آشوب گم شدن در تونل
به تاریکی قطار هزاره ها
به هنگامه درنگت به خم شدن
به روزنامه ی دیروز
به خبری که نخوانده ا ی کهنه شده ،
به چای سرد سبز /
به گم شدن در
جدول متقاطع
به بی عرض طول حیرانی
و یافتن کلمه معادل
که دوستت دارم ،
با چمدان و راهی بی انتها
که بیابی معادله را
به ایستگاه و ایستگا ه ها
که
دوستت
دارم
.
|
|
+
23:0 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|